از یه جایی به بعد...

از یه جایی به بعد . . .

مرض چک کردن موبایلت خوب میشه

حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری

دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری

یا اس ام اسی بی جواب بمونه

از یه جایی به بعد . . .

دیگه دوس نداری هیچکس رو

به خلوت خودت راه بدی

حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه

از یه جایی به بعد . . .

وقتی کسی بهت می گه دوست دارم

لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری

از یه جایی به بعد . . .

هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه

اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی

از یه جایی به بعد . . .

حرفی واسه گفتن نداری

ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی

و می ری تو لاک خودت

از یه جایی به بعد . . .

از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی

جای دوست داشته شدن ها

توی تن و فکر و قلبت می سوزه

از یه جایی به بعد . . .

فقط یه حس داری حس بی تفاوتی

نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی

و نه از دوست نداشتن ها ناراحت

از یه جایی به بعد . . .

توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم

فقط نگاه می کنی...

فقط نگاه

کمی زود بود اما ، دعایت گرفت مادر بزرگ !

در اوج جوانی پیـر شدم …

/ 79 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رز

عالی مثل همیشه...

مینا

بهش گفتم دوستت دارم گفت:حرف تازه بزن اينا كهنه شدهـــــــــــــــــــــــــ اما خبر نداشت كه يه روز دلش براي همــــــــــين حرفاي كهــــــــنه تنگ ميشه ازم پرسيد :بعد رفتنم گريهـــــــ ميكني؟؟؟ من بهش گفتم :فراموشــــــــــــ نكن براي درد هاي بزرگ نميتوانــــــ گريست بايد تحمل كرد و ذرهـ ذرهـ آب شد پرسيد:وقتي برم زندگيت عوض ميشه؟؟ فقط گفتم: بعد ار رفتنتــــــــ چيزيـــــــــــــ عوض نميشه تنهاتر ميشم تنهايـــــــــــــــــــــــــــــ تــــــــــــــــنـــــــــــــــهـــــــــــــــــــــــــــــا

مینا

مرسی ازحضورت دوسته من[گل]

پریسا

خیلی قشنگ بود و عین واقعیت

پریسا

مثلِ چوب کبریتی میانِ پلک‌های زمین خواب از سر شهر پرانده ‌است مردی که تنهاییِ خود را هر شب در خیابان‌های شهر سوت می‌زند! ممنون از حضورت[گل]

shahrzad

نوشته هات خیلی خوبــــــه خیــــــــلی اشکمو دراورد............................

...

ممنون قشنگ بود