اهای اتفاق های دلچسب...

گاهـــی اوقـــات می ایــسـتــی

بـــه روزهـــایــت نـــگاه می کــنــی

بــه اشــکــهــایـــت

بــه رنـــج هــایــت

بــه دلشــکـــستگی هـــایت


بــه فرار کردنِ اعتمادت

خوب نگاه می کنی , عمیق و با دقت

آرام نفس می کشی

بغض می کنی

با دلت حرف می زنی

عاقلانه حرف می زنی

دلت بغض می کند

عاقلانه می شنود

عاقلانه می پذیرد

راضی می شود

راضی می شوی

اما غمگینی

در می یابی , در زندگی روزهایی هست که

همه ی وجودت بغض شده

و همه ی قلبت با اشک بر گونه هایت می لغزد

این روزها , همان روزهاییست که

باید به اتفاق های خوب


به اتفاق های نابِ تکرار نشدنی بگویی


آهای اتفاق های دلچسب


اتفاق های دوست داشتنی


شما را به خیر و ما را به سلامت...

 


پـ ـآیآنِ یکـــ رابطهـ ، فقط پــآیآنِ یکـــ رابطهـ نیستـــــ ..

مُمکـــن اَستـــ پــ ـآیآنِ خیلـی چیزهـ ـآ بآشد..

پــ ـآیآنِ دوستــــ دآشتن ،

پــ ـآیآنِ خوش بــــینی ،

پــ ـآیآنِ اعتــــمآد...

اعتماد...

اعتماد...

/ 180 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانیه

بی تابم نمیشوی بی قراری نمیکنم فراموشی مان مبارک...

هانیه

دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟ چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟ شرمنده زلعل لب عطشان حسین است دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش یعنی که خدا هم عزادار حسین است . . .

حیدر

زمين كــــــــــربلا آماده شـــو دلدار مي آيد به دشت گرم و تفتيده گل بي خار مي آيد سكوت دشت را زنگوله هاي اشتران بشكست به نرمي كــــــــــارواني مملو از اســرار مي آيد ز يك سو لشكر نامردمي در حال تشكيل است از آن سو كـــــــــاروان سيــــــد ابرار مي آيد اگر كه لشكر غم صف كشيده اندر آن صحرا نباشـــــد باك ، زيرا زينب غمـــــخوار مي آيد تمام لشـــكر دنيا اگر اندر مـــــقابل شد چنان قرص قمر از دور يك سردار مي آيد هلال ماه را ديدم كمـــــر خــم كرده بود زيرا جواناني به قامت سرو و مه رخسارمي آيد

سلااااااام.........وایییییی چقد وبلاگت خوشمله....... [قلب][دست] دوست گلم اومدم اینجا تا دعوتت کنم تا در نظر سنجی وبلاگم شرکت کنی[لبخند]خوشحال می شم[قلب] راستی وقتی اومدی و کامنت دادی. یادت نره هاااااا من گوشه سمت راست وبلاگم اون گوشه کد لوگوی وبلاگمو قرار دادم اونو تو قسمت ( کد های اختصای جاوا) ) وبلاگت بریز تا لوگوی من به نمایش در بیاد[قلب][خداحافظ] اینم ادرسه وبلاگمه منتظرتم دیر نکنیا[قلب] http://behtarinkhanande.persianblog.ir

مهسا

ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ؟ ﭼﺮﺍ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯾﺖ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖ؟ ﺍﻣﺎ ﺍﻓﺴﻮﺱ... ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﺒﻮﺩ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩ. ﺁﺭﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ... ﺑﺎ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﮔﺬﺷﺘﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﯼ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ؟!

امپراطور

باید که شیوه ی زندگیم را عوض کنم شد، شد... اگر نشد خودم را عوض کنم با من رفقای قدیمم خوب نیستند باید رفقای قدیم را عوض بکنم... سلام آپم زود بیا[گل]

السا

دست خودمان نیست که روی حرفهایمان نمیمانیم بر روی زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور میزند

اشک های باران

يكي از بهترين ها مي گويد : اگر كس ي واقعاً يكي را دوست داشته باشد، بيشتر از اينكه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش.

ساناز

هر روز که بیدار می شوم وحشت زده قاب خاطرات ذهنم را مرور میکنم … هیچ بعید نیست تو از آنجا هم رفته باشی !

tanha

غم های دلم را برایت می گویم تیر میکشه... خدایــــــا....! به "جهنمت" نیازی نیست! ما ادمها بهتر همدیگر را میسوزانـــــــــــــیم