عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی...!

تنهـــــایش که میـــگذآریـــی میــروی تو جمـــع و کلّی میگــویـی و

میخنــــدی...

بعد کـــه از همه جـــدآ شدی از کـُنـــج تآریکـــی میآید بیرون

می ایستـــ بغـــل دستــتــــ ... دســتـــ گرمشـــ را میگذارد رو ی شانه ات

بر میگـــردد در گوشــتـــ میگـــوید:

خـــوبــی رفیـــق؟! بـــآزم خودمـــم و خـــودتــــ ...

ایـــن روزهــا نـه حوصــله ی دوسـت داشتن دارم
نـه مـیخواهــم کسـی دوســـتم داشته باشــد!
بــگذاریـد ایـن خـانـه نفســهای آخــــرش را
آرام آرام هـم کـه شده بــکشد
هـنوز تـوان بـریدنِ نفسـها را ندارم...

 

/ 120 نظر / 55 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانیه

ای کاش آدمیزاد ، سختیه تحمل تمام تنهایی ها ، گریه ها ، دلتنگی های بی بهونه و بی خوابی های شبونه…را میفهمید و زندگی را رو سرت آوار نمیکرد با گفتن جمله ی بی رحمانه ی ” مرا ببخش ، من لیاقت عشق تو را ندارم

ساناز

چـــشمـــای دهـــن لــقّی داشــت داشـت بـاهــام حــرف مــیزد در حــالــی کـه سـرش پـایین بـود و چـشمــاشـو دوخــته بـود بـه سـنگفـرش پـیاده رو... بـخـاطـر شـرم و حـیا نــبود... واسـه این بـود که مـیدونــست اگـه تـو چـشاش نـگـاه کـنم مـیفهـمم داره دوروغ مــیگه.... لایــــک:حــرفهـایـت بـوی دوسـتت دارم مــیدهــند امـــّــا فــکری بـرای چــشمــهــایــت بــکــن ؟!

elaheh

سلام خوبین؟ چند وقتی بود بهتون سر نمیزدم... وبلاگتون خیلی قشنگ تر شده... [دست] شما هم دیگه اینطرفا نمیاینااااااا...؟؟؟؟!!! نگین نگفتم...!!! منتظر حضورتون هستم[خداحافظ]

حدیث

دلم یک مــزرعــه مـیخـواهـد یک تــــو یک مــن و گنـدم زاری طلایـی رنگ کـه هــوایـش آکنـــده بـا عطــــر نفس هـای تــــو بـاشــد...

حدیث

کفش هایم کجاست... میخواهم از این خاطرات فرار کنم وبروم دور دست ها... کفش هایم کجاست... دلم گرفته است بغض در گلویم بی تابی میکند میخواهم بروم تا کسی اشکهاییم رانبیند آنقدر پابرهنه در کوچه های دلتنگی قدم زدم که دیگر بریده ام... کفش های من کجاست...

مرجان

شعرپایینشو خودم گفتم بیابخون ببین خوبه؟[عجله][عجله]

amir

سلام دوست عزیز وب جالب و زیبایی داری خـــــــــــــــــــــوش حال میشم ب منم سر بزنی راستی من با افتخار لینکت کردم شما هم منو بلینک

انسان

وای چه شعر روی عکس زیبا ودلنشین...[متفکر][گل][گل][گل]