رویای تلخ

یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست...

یادمه چند سال پیش که دانشجو بودم ، استادها در کلاس حضور و غیاب می کردند ،

بعضی ها هم برای اطمینان دو بار این کار رو می کردند ، اول و آخر کلاس ‍! تا مجبور باشی

تا آخر سرکلاس بشینی.

دوستی بود که به یکی از دخترای کلاس علاقه داشت. هر وقت استاد شروع به حضور و

غیاب میکرد، و آن دختر سرکلاس حاضر بود حتی اگر نیمی از کلاس غایب بودند، جناب

مجنون بلند میگفت : استاد همه حاضرند و بالعکس. اگر آن دختر غایب بود و همه در

کلاس حضور داشتند جناب مجنون میگفت استاد همه غایبند.

سالها گذشت و با خبر شدم آن دو نفر باهم ازدواج کردند و روزهای خوشی را در کنار هم

دارند.

امروز آگهی ترحیم اون خانم را دیدم که با این مضمون چاپ کرده اند:

همه مرده اند ؛ هیچکس زنده نیست !

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٩ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |


Design By : Night Skin