رویای تلخ

یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست...

این دنیا عشق هم دارد؟ 
نمی بینی نام مجنون را بیدی گذاشته اند که سر هر خیابان با

باد هر هوسی میلرزد...

---------------------------------------

می روم...به کجا؟

نمی دانم ....حس بدی ست... بی مقصدی!

کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید....

----------------------------------------

به دلم میگویم:

آن یوسفی که برگشت به کنعانش،

استثنابود!

توغمت رابخور...

----------------------------------------

زندگی چقدر تلخ است وقتی

تنهاییت سالها از تو بزرگتر باشد!!!

-----------------------------------------

دیگر از تنهایی گلایه نمی کنم. چون که خدایی دارم ، دوستانی دارم و خانواده ای

دارم که سگ محبتشان می ارزد به محبت " یک شخص خاص "...!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |


Design By : Night Skin