رویای تلخ

یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست...

مى خواهى بروى؟

بهانه مى خواهى؟

بگذار من بهانه را دستت دهم...

برو و هرکس پرسید چـــرا؟

بگو لجوج بود! همیشه سرسختانه عاشق بود...

بگو فریاد مى کرد! همه جا فریاد مى کرد که فقط مرا مى خواهد...

بگو دروغ مى گفت! مى گفت هرگز ناراحتم نکردى...

بگو درگیر بود! همیشه درگیر افسون نگاهم بود...

بگو بی احساس بود! به همه فریاد ها، توهین ها و اخم هایم، فقط لبخند می زد...

بگو او نخواست! نـخـواسـت کـسـى جـز مـن در دلــش خـانـه کـنـد......

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٢ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |


Design By : Night Skin