رویای تلخ

یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست...

چه کسی میگوید که من هیچ ندارم…؟
 

من چیزهای با ارزشی دارم ….!
 

حنجره ای برای بغض …
 

چشمانی برای گریه…
 

لبهایی برای سکوت…
 

ریه هایی برای سیگار…
 

دستهایی برای خالی ماندن…
 

پاهایی برای نرفتن….
 

شبهایی بی ستاره….
 

پنجره ای به سوی کوچه بن بست…
 

و وجودی بی پاسخ…..

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢٢ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |


Design By : Night Skin