رویای تلخ

یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست...

خواب هایم

 دست رد به سینه هر تعبیری می زنند.

 قدم های تو را شناخته ند!

 تو…

 دور شده ای;من هر روز

 در را برای باد باز میکنم

 مکث میکنم

 در را پشت باد میبندم!!

 

 دیر امدی

 تمام شده ام

 بلعیده ام اندوه نبودنت را

 هنوز,حاتم طایی هستم

 می بخشم

 با انکه هزار شب بی خوابی

 طلبکارم...

 

 

سراغی ازمن نگیر

من گمشده ای بیش نیستم

فراموش شده ای تنها

خیالبافی بی خاطره

پس فقط برو

گذرکن ازپیش روی این چشمان خیس

معناببخش به تنهایی

به فراق

فراموش کن این دل سرمازده را

بگذاربادها ببرند این رویای خیس را...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٥ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |


Design By : Night Skin