رویای تلخ

یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست...

دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد ...!

--------

مــــــن تــــــورو ذره ذره جــــــمع کـــردم

حــــــق نـــــــــداری خــــــروار خــــــروار بـــــــــری

لعنتی !!!

---------

مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـم

یـکی بـــود ، یـکی ...

بـی خیال........!!

خــلاصـه اش میشود اینــکـه :

دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . !

---------

مهربانی تا کی؟؟

بگذار سخت باشم و سرد!

باران که بارید ...چتر بگیرم و چکمه!

خورشید که تابید...پنجره ببندم و تاریک!

اشک که آمد...دستمالی بردارم و خشک!

و نیشخندی بزنم و سوت...

----------

کاش میشد یه چیزایی رو هم تو یاد بگیری

ساده اذیت نکردن

ساده رد نشدن

ساده نخواستن

وساده...

ولش کن مهم نیس

تو که ساده یاد نمیگیری!!!!

----------

محبتت رو از کسی دریغ نکن ولی به قدری به کسی محبت کن که بعدا مجبور نشی

ثابت کنی که خرر نیستی...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢٧ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |


Design By : Night Skin