رویای تلخ

یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست...

ابراهــیم نیستمـــ امـــــا

کودکـ ـ ـ ـ ـ ـ درونـ ـ ـ ـ ـم را قربــــــانیِ کــســی‌ کردمـــ


که ارزشـ ـ ـ ـ ش کـــ ـمتر از یـــک گوســفنــد بــود...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

تلخ ترین قسمت زندگی اونجاست که آدم به خودش میگه:
.
.
چی فکر میکردیم و چی شد...!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۳٠ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

یادمه چند سال پیش که دانشجو بودم ، استادها در کلاس حضور و غیاب می کردند ،

بعضی ها هم برای اطمینان دو بار این کار رو می کردند ، اول و آخر کلاس ‍! تا مجبور باشی

تا آخر سرکلاس بشینی.

دوستی بود که به یکی از دخترای کلاس علاقه داشت. هر وقت استاد شروع به حضور و

غیاب میکرد، و آن دختر سرکلاس حاضر بود حتی اگر نیمی از کلاس غایب بودند، جناب

مجنون بلند میگفت : استاد همه حاضرند و بالعکس. اگر آن دختر غایب بود و همه در

کلاس حضور داشتند جناب مجنون میگفت استاد همه غایبند.

سالها گذشت و با خبر شدم آن دو نفر باهم ازدواج کردند و روزهای خوشی را در کنار هم

دارند.

امروز آگهی ترحیم اون خانم را دیدم که با این مضمون چاپ کرده اند:

همه مرده اند ؛ هیچکس زنده نیست !

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٩ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

به سلامتی کسایی که خیلی وقت بریدن دیگه نه نازمیکشن نه انتظارمیکشن نه اه

میکشن نه دردمیکشن فقط دست میکشن ومیرن...

--------------------------------------------

ﺩﺭ ﻧﺎﻧﻮﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﺻﻒ “ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ” ها ﺟﺪﺍﺳﺖ …

ﺍﺯ ﺟﺬﺍﻡ ﻫﻢ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ …

--------------------------------------------

کاش می فهمیدی

برای این که تنهایم ، تو را نمی خواهم

برعکس

برای این که میخواهمت ، تنهایم . .

--------------------------------------------

هرگز کسی را از رفتنتان نترسانید عادی میشود شایـــــــد هم تا حـــدی که در را

برایتــــــان باز کنند...

--------------------------------------------

به یاد تنهاییم افتادم که هیچکس سکوتش را نشکست...

جز خیال تو... ‎

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٩ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

دلم را بر زمین زد و شکست.

تکیه هایش را با دستانی جمع میکنم, که روزی بر آن بوسه میزد....

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٩ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق...!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٩ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

نمک خوردی نوش جونت…

نمکدونم شکستی،دمت گرم…

دیگه بقیشو به زخممون نپاش…!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۸ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

خسته ام پینوکیو!!!

آدمها دروغ شاخدار میگویند و بینی بزرگ خود را جراحی پلاستیک میکنند...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۸ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

قلبم رو که تکه تکه کردی،

کارت که تموم شد صدایم کن تا خرده های احساسم را از روی زمین جمع کنم...

----------------------------------------

به یاد تنهاییم افتادم که هیچکس سکوتش را نشکست...

جز خیال تو... ‎

-----------------------------------------

سقف آرزوهای ما ، کف آرزوهای دیگری است …

دنیا به طور ناجوانمردانه ای آپارتمان است !

-----------------------------------------

حقیقت دارد! کافیست چمدانهایت را ببندی تا حاضر شوند، همه برای از یاد بردنت!

آنکه بیشتر دوستت دارد،

بیشتر!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۸ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم

امشب دوباره تو را گم کرده ام

میان آشفته بازار افکار مبهمم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را

منتظر نشسته ام...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

زندگی چقدر تلخ است وقتی

تنهاییت سالها از تو بزرگتر باشد!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

دلم برای کسی تنگ است که امد..........نماند..........و رفت و پایان داد به هرچی

داشتم............

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور

باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری...!

--------------------------------------------

چرا همیشه بعد از عاشقی باید بیام توی قسمت اس ام اس های تنهایی ؟؟؟!!!

--------------------------------------------

آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد

هیچ نشانه خاصی!

فقط با هر صدایی برمیگردد . .

-------------------------------------------

آمدی بشنوی بمانی

آمدی شنیدی، رفتی!

حالا سال‌هاست دیگر

کسی از لب‌هام نشنیدَه‌ست: "دوستت دارم"

------------------------------------------

جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدم

تو به فراغت من به فراقت . . .

یک حرف تفاوت که چیز زیادی نیست . . .

-------------------------------------------

همیشه نمی توان زد به بیخیالی و گفت:

تنها آمده ام …. تنها می روم !

یه وقتایی

حتی برای ساعتی یا دقیقه ای

کم می آوری

دل وامانده ات یک نفر را می خواهد !

اه لعنتی دوست داشتنی…نه میتونی بگذری… نه میتونی…

--------------------------------------------

از الفبای عشق فقط "جیم" را یاد گرفتی..

--------------------------------------------

حرفی نیست...

خودم سکوتت را معنی می کنم!

کاش می فهمیدی،

گــــــــــاهی....

همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت...

روی زمستان را هم کم می کنـــــــــد

------------------------------------------

گاهی دلم میخواهد "خودم" را بغل کنم!

ببرم بخوابونمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم!

وسط گریه هایش بگویم "خودم" جان!

غصه نخور ، درست میشود.درست میشود..

اگر هم نشد، تمام میشود.... روزی تمام میشود...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

 کودکان گل فروش را می بینی !؟

مردان خانه به دوش

دخترکان تن فروش

مادران سیاه پوش

کاسبان دین فروش

محرابهای فرش پوش

زبانهای عشق فروش

انسانهای آدم فروش

همه را می بینی …. ؟!

 می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم

دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد … !!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

این دنیا عشق هم دارد؟ 
نمی بینی نام مجنون را بیدی گذاشته اند که سر هر خیابان با

باد هر هوسی میلرزد...

---------------------------------------

می روم...به کجا؟

نمی دانم ....حس بدی ست... بی مقصدی!

کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید....

----------------------------------------

به دلم میگویم:

آن یوسفی که برگشت به کنعانش،

استثنابود!

توغمت رابخور...

----------------------------------------

زندگی چقدر تلخ است وقتی

تنهاییت سالها از تو بزرگتر باشد!!!

-----------------------------------------

دیگر از تنهایی گلایه نمی کنم. چون که خدایی دارم ، دوستانی دارم و خانواده ای

دارم که سگ محبتشان می ارزد به محبت " یک شخص خاص "...!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

من به قلبم افتخار می کنم

با آن بازی شد ، زخمی شد ، به آن خیانت شد ، سوخت و شکست

اما به طریقی هنوز کار می کند . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

باید خودم را ببرم خانه !

باید ببرم صورتش را بشویم…

ببرم دراز بکشد…

دلداریش بدهم ، که فکر نکند…

بگویم نگران نباش ، میگذرد…

باید خودم را ببرم بخوابد…

“من” خسته است …!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

کاش میشد:بچگی را زنده کرد

کودکی شد،کودکانه گریه کرد

شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود

آن قیامت، که دمی بیش نبود

فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟

کاش میشد ، بچگانه خنده کرد . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن

خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی

زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای

دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز

برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی

برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی

دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته


برای اولین زنگ مدرسه

برای واکسن اول دبستان

برای سر صف ایستادن ها

برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته

دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد

دلم برای ضربدر و ستاره

دلم برای ترس از سوال معلم

کارت صد آفرین

بیست داخل دفتر با خودکار قرمز

و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر

دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت

دلم برای زنگ تفریح

برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها

برای لی‌لی کردن

دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم

برای اردو رفتن

برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن

دلم برای روزنامه دیواری درست کردن

برای تزئین کلاس

برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود

برای خنده های معلم و عصبانیتش

برای کارنامه…. نمره انضباط

برای مُهرقبول خرداد

دلم برای خودم

دلم برای دغدغه و آرزو هایم

دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده

نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم

کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

قابل توجه !


بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها

نتیجه رودربایستی ای هستند  که «دوستت دارم» ها

ایجاد می کنند ، جدی نگیرید !

-------------------------------------------

همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه!

گفتم:می دونم!

گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا!

گفتم: می دونم!

گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی !…

گفتم:می دونم!

گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟!

گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم!

--------------------------------------------

امشب؛

هنگام خوابیدن با خود قدری فکر کنیم…

امروز چه کرده ایم

که فردا لایق زنده ماندن باشیم…

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

حکایت ما آدم ها…

حکایت کفشاییه که اگه جفت نباشند هر کدومشون هر چقدر

شیک باشند هر چقدر هم نو باشند؛ تا همیشه لنگه به لنگه اند…

کاش خدا وقتی آدم ها رو می آفرید…

جفت هر کس رو باهاش می آفرید…

تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها…

به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

به او بگویید دیگر "او" های نوشته هایم را به خود نگیرد...

از این به بعد او دیگر آن او نیست...!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

اینا که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشون میخندن...

آدمایی ان که با خاطره هاشون زنده ان...

دیوونه نیستن، فقط یکم خسته ان...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

تــــو زندگی به بعضـــــی ها باید بــــگی :

مـــــــن چشم میـــــذارم…

تــــــــــو

فقــــط برو گمــــــــــــــــشو!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

 

مـبــتلا بــه رفتـــــنـم !

همــیشـه بــــوده ام ..

از آدم هـــا .. مــــــــــــرا .. خـــاطـــره ای خــوب .. بــس ...!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

به نسل های بعد بگویید ...

که نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز ...

نسل ما خود پیاز بود ...

که هر که ما رو دید گریه کرد!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

 

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی

دوباره ام

همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از

اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر…

عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست

قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای

قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست

هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام

نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند

دلم گرفته ….

خیلی دلم گرفته….

انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…

انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…

وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم…

آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام

نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا

کسی دلش به درد آید

من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم…

دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها

میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد

هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را….

میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با

همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم...!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٦ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

کـــاش حـــرفــــِ دلِ مــن هـمـــ وقـــتـــی بهــ گـوشــِ دلــَتــــ میــ رسـیــــد پـیـــغــامــِ

تــحـویــل میـــ داد !!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگی ام را . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

چقدر دوست داشتم تمام دلتنگی های این روزها را با کسی تقسیم می کردم،

و یا کسی بود برای گوش دادن ودرد دل کردن،

بماند که آنقدر فاصله ها زیاد شده که هر چه فریاد

می زنم..

گویا نه تو صدایم را می شنوی

ونه کس دیگر...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

خــــدایا....

همه از تو می خواهند ، بدهی.من از تو می خواهم ، بگیری!!!

خـــــدایااین همه حس دلتنگی را از من بگیر...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

به سگ استخوان بدهی...

دورت میگرده، برات دم تکون میده..

من به تو "دل" دادم لعنتی.......

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

جدیداً با دیوار حرف می زنم!!!

میدونی...

از شخصیتش خوشم اومده یه جورایی محکمه...ثابته...آرومه...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت

یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد

از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی

یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد

مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود

یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد

یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش


کلافه کرده اند مرا بس که نق می زنند به جانم...!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٥ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا،

از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم

مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت

بِکشیش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را

نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج

می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد

آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........

اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

دلتنگ که باشی ، آدم دیگری می‌شوی


خشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر و تلخ‌ تر


و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری

 

همه اش را نگه میداری


و دقیقا سر کسی خالی میکنی ، که دلـتنگ اش هستی . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

گاهی وقتا دلم واسه بچگیام تنگ میشه !


بزرگترین دغدغه زندگیم مشق فردام بود …

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

دوســتــت دارم را هزار بار دیگر تکرار کن . . .

اینجا نه بینیِ کــَـسی دراز می شود ! . .

نه گـُـرگی به گــَـله ات میزند ! . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

ماندن کنار من لیاقت میخواست نه بهانه…..

بلند میگویم…

به درک که رفتی!!!‎

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم
.
.
.
.
.
.
.
.
.

نه لبخندمی زنیم


نه شکایت می کنیم

فقط احمقانه سکوت می کنیم...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

ایکاش

یکی بیاید که وقت رفتن نرود....

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

کاش به روزی برمی گشتیم که تنها غم زندگیم ،

 

شکستن نوک مدادم بود !!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

میگن دل تنگ نباش


هــهــ


انگار بهــ برف بگی سرد نبـــاش !!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٤ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

چقدر سخته، عاشق یکی بشی که نباید بشی...

چقدر سخته، بخاطر اومدن یکی یه دنیا خوش حال شی و بخاطر رفتنش یه دنیا داغون...

چقدر سخته، بخاطر نبود یکی، بخاطر دوری از یکی یه غم گنده تو دلت بیاد که همه هدفات

برات بی معنی و خسته کننده شه...

و چقدر سخته تره، که یکی که بخاطرش دنیات بهم ریخته ازت بپرسه چرا برای آیندت هدف

نداری، و تو، تو دلت بخوای فریاد بزنی فقط بخاطر تو عزیزم از عشق تو، ولی نمی

تونی...عشقی که باید تو دلت حبس کنی...و خیلی سرد جواب میدی انگیزه ندارم...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٢ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

زانوهایم رادرآغوش کشیده بودم،وقتی که تو…


براىآغوش دیگرىزانوزده بودی!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٢ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

درد دارد

وقتی مـی رود

و هـمه می گویند

دوستت نداشـت

و تو نمـی توانی ثابت کنی

که هرشـب

با عاشقانـه هایش

خوابـت می کرد...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٢ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

زندگی، قصه مرد یخ فروشی است که ازاو پرسیدند:

فروختی؟؟؟

گفت:نخریدند،تمام شد...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ، آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم

دوست نداریم. عجیب است که هنوز به موفقیت امیدواریم...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

قلبم را عصب کشی کرده ام

دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد

و نه از گرمی آغوشی می تپد...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

داشتنش را قرنها هم بگذرد باور ندارم

سهم من نبودنش دردیست که با گذر زمان هم عادت نخواهد شد

کهنه تر ٫ عمیق تر٫ بی درمانتر خواهد شد...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

 

چه خوش خیال بودم….

که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم…….

به حبس ابد!!

به یکباره جا خوردم…..

وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….

……هی…

تو….

آزادی!….

و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد…..!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

………………گاهے سکــــــــوت ، همان دروغ است !

کمـــے شیک تر، روشنفکــرانـه تر

و با مسئولیت کمتر......................................

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

سخت است با گریه بنویسی دردهایت را

اما بگویند ؛
چه زیبا مینویسی

و لبخندی ساده و .

من در خویشتنم ،

باز هم ؛

همه ام را سکوت فرا میگیرد ...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

مـــن هنـوز غـــرق گذشتــه ای هســتم

کــه " نمـی گــذرد" !!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

پیامبر شب های دلتنگی ام باش که من بی اعجاز ، تو را مومنم....!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط sam نظرات () |

ای کاش تو عمرت فقط به یک نفر میگفتی دوست دارم

ای کاش وقتی میگفتی دوست دارم پای حرفت می موندی

ای کاش وقتی به دستش بوسه زدی و گفتی دوست دارم می موندی و می دیدی تا

صبح دستاشو بو کرده تا عطر عشقت تو قلبش بمونه

ای کاش وقتی می خواستی به یکی دیگه دل ببندی!!!اون شبی رو به یاد می اواردی

که قسم خوردی "دوسش داری"

ای کاش وقتی تا نگاهت به لبخندی که رولباش مرده بود خندیدی از خودت می پرسیدی

به کدوم گناه خوردش کردی ؟

ای کاش....!یادته

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٠ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

یه وقتایی خودمو بغل میکنم و میگم 

غصه نخور دیونه من که باهاتم...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٠ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |

همیشه همه توی بن بست زندگی برمیگردن سراغ عشق اولشون

اما چه سخته اون روزی که عشق اولت رفته باشه سراغ عشق اولش . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٠ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط sam نظرات () |


Design By : Night Skin